یهود و نصاری در محک منطق

0
54

الف) مناظره امام رضا (علیه السلام) با جاثلیق

1.       استدلال حضرت (علیه السلام) در نفی الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام)

استدلال حضرت (علیه السلام) در نفی الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام)
اگر حضرت عیسی (علیه السلام) خدا باشد، نباید روزه بگیرد، نماز بخواند و سایر اعمال عبادی را انجام می دادزیرا طبق فرض شما حضرت عیسی (علیه السلام)  خدا است
خدا روزه نمیگیرد، نماز نمی خواهند و سایر اعمال عبادی را انجام نمیدهد
پس حضرت عیسی(علیه السلام)  روزه نمیگیرد، نماز نمیخواهند و سایر اعمال عبادی را انجام نمیدهد
لکن حضرت عیسی(علیه السلام)  روزه میگرفت، نماز می خواهند و سایر اعمال عبادی را انجام می داد 
پس حضرت عیسی(علیه السلام)  خدا نیست 

استدلال فوق یک قیاس استثنایی اتصالی است که حضرت (علیه السلام) طی آن از رفع تالی، رفع مقدم را نتیجه گرفته اند.

در صغری این استدلال نیز دلیل لزوم تالی هنگام تحقق مقدم نیز یک قیاس اقترانی شکل اول است که حضرت (علیه السلام) طی آن توسط «خداوند»، بین «حضرت عیسی (علیه السلام)» و «نمازخواندن، روزه گرفتن وسایر اعمال عبادی» ارتباط برقرار کرده اند.

2.       استدلال جاثلیق بر الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام)

استدلال حضرت (علیه السلام) در نفی الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام)
حضرت عیسی (علیه السلام) کسی است که مرده را زنده میکرد و شخص مبتلا به پیسی را شفا میداد
هرکسی که مرده را زنده کند و شخص مبتلا به پیسی را شفا بدهد، خدا است
پس حضرت عیسی (علیه السلام) خدا است

این استدلال یک قیاس اقترانی شکل اول است که جاثلیق طی آن توسط «زنده کردن مرده و شفا دادن به پیسی» بین «حضرت عیسی(علیه السلام)» و «خدا» ارتباط برقرار کرده است.

اشکال این استدلال در این است که: کبری آن به صورت موجبه کلیه صحیح نیست.

3.       ردیه حضرت (علیه السلام) بر استدلال جاثلیق

استدلال حضرت (علیه السلام) در نفی الوهیت حضرت عیسی (علیه السلام)
اگر هر کسی که مرده را زنده کند و شخص مبتلا به پیسی را شفا بدهد [و به طور کلی معجزه ای بیاورد] خدا باشد، حضرت یسع و حزقیل پیامبر و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز باید خدا باشندزیرا حضرت یسع و حزقیل و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  مرده را زنده میکردند و شخص مبتلا به پیسی را شفا می دادند
طبق ادعای شما هرکسی که مرده را زنده کند و شخص مبتلا به پیسی را شفا بدهد، خداوند است
پس حضرت یسع و حزقیل خدا هستند
لکن نه شما و نه شخص دیگری ادعا نکرده که حضرت یسع و حزقیل پیامبر خدا هستند. 
پس هر کسی که مرده را زنده کند و شخص مبتلا به پیسی را شفا بدهد خدا نیست 

استدلال فوق یک قیاس استثنایی اتصالی است که حضرت (علیه السلام) طی آن از رفع تالی، رفع مقدم را نتیجه گرفته اند.

در صغری این استدلال نیز دلیل لزوم تالی هنگام تحقق مقدم نیز یک قیاس اقترانی شکل اول است که حضرت (علیه السلام) طی آن توسط «زنده کردن مرده و شفا دادن شخص مبتلا به پیسی»، بین «حضرت سیع، حزقیل پیامبر و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)» و «خداوند» ارتباط برقرار کرده اند.

ب) مناظره حضرت (علیه السلام) با رأس جالوت

حضرت در این مناظره از رأس جالوت دلیلش را در رابطه با نبوت حضرت موسی  (علیه السلام) مطالبه میکنند. سپس رأس جالوت نیز دلیلی می آورد و هنگامی که از حضرت دلیلش را رد میکنند، دلیلی دیگر می آورد و با هر ردیه، دلیلی دیگر ذکر میکند. تا جایی که دیگر سکوت میکند. ما در اینجا یک به یک دلیل های رأس جالوت را ذکر میکنیم، سپس ردیه حضرت بر هر ادعا را متذکر میشویم

1.       استدلال اول رأس جالوت بر نبوت حضرت موسی  (علیه السلام)

استدلال رأس جالوت در اثبات پیامبری حضرت موسی (علیه السلام)
حضرت موسی  (علیه السلام) دریا را شکافت، عصا را به مار تبدیل کرد و چند چشمه از سنگ جاری کرد.
هرکسی که دریا را بشکافد، عصا را به مار تبدیل کند و چند چشمه از سنگ جاری کند، پیامبر خداوند است
پس حضرت موسی  (علیه السلام) پیامبر خداوند است

این استدلال یک قیاس اقترانی شکل اول است که رأس جالوت طی آن توسط «شکافتن دریا، تبدیل کردن عصا به مار و جاری کردن چند چشمه از سنگ» بین «حضرت موسی (علیه السلام)» و «پیامبر خدا» ارتباط برقرار کرده است.

2.       استدلال امام رضا (علیه السلام)

استدلال حضرت (علیه السلام) در اثبات پیامبری حضرت موسی (علیه السلام)
حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه ادعای پیامبری کاری خارق العاده کرده اند
اگر کسی همراه ادعای پیامبری، کاری خارق العاده کند، پیامبر خدا است
پس حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر خدا هستند

این استدلال یک قیاس اقترانی شکل اول است که حضرت (علیه السلام) طی آن توسط «انجام کار خارق العاده همراه ادعای پیامبری» بین « حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)» و «پیامبر خدا» ارتباط برقرار کرده اند.

3.       ردیه امام رضا (علیه السلام) بر قید ادعایی رأس جالوت بر معجزه پیامبران

استدلال حضرت (علیه السلام) بر نفی قید ادعایی رأس جالوت بر معجزه پیامبران
اگر اینگونه باشد که «هرکسی که دریا را نشکافد، عصا را به مار تبدیل نکند و چند چشمه از سنگ جاری نکند، پیامبر خدا نباشد»، پیامبران قبل از حضرت موسی (علیه السلام) نیز پیامبر خدا نخواهند بود  زیرا پیامبران قبل از حضرت موسی (علیه السلام) دریا را نشکافتند، عصا را به مار تبدیل نکردند و چند چشمه از سنگ جاری نکردند
طبق ادعای شما هرکسی که دریا را نشکافد، عصا را به مار تبدیل نکند و چند چشمه از سنگ جاری نکند، پیامبر خدا نباشد
پیامبران قبل از حضرت موسی (علیه السلام) نیز پیامبر خدا نخواهند بود
در صورتی که شما ایشان را به پیامبری قبول دارید 
پس اینگونه نیست که «هرکسی که دریا را نشکافد، عصا را به مار تبدیل نکند و چند چشمه از سنگ جاری نکند، پیامبر خدا نباشد» 

استدلال فوق یک قیاس استثنایی اتصالی است که حضرت (علیه السلام) طی آن از رفع تالی، رفع مقدم را نتیجه گرفته اند.

در صغری این استدلال نیز دلیل لزوم تالی هنگام تحقق مقدم نیز یک قیاس اقترانی شکل اول است که حضرت (علیه السلام) طی آن توسط «نشکافتن دریا، تبدیل نکردن عصا به مار و جاری نکردن چند چشمه از سنگ»، ارتباط بین «پیابران قبل از حضرت موسی (علیه السلام)» و «پیامبر خدا» را نفی کردند.

4.       ردیه حضرت (علیه السلام) بر قید رویت بر معجزه پیامبران

استدلال حضرت (علیه السلام) بر نفی قید رویت بر معجزه پیامبران
اگر اینگونه باشد که «هر کسی که معجزه پیامبری را رویت نکرده باشد، نمی تواند آن پیامبر را تصدیق کند»، شما نخواهید توانست که پیامبری حضرت موسی (علیه السلام) را تصدیق کنیدزیرا شما معجزه حضرت موسی (علیه السلام) را رویت نکرده اید
طبق ادعای شما هر کسی که معجزه پیامبری را رویت نکرده باشد، نمی تواند آن پیامبر را به پیامبری تصدیق کند
پس شما نمی توانید حضرت موسی (علیه السلام) را تصدیق کنید
حال آنکه شما پیامبری حضرت موسی (علیه السلام) را تصدیق کرده اید 
پس عدم رویت معجزه شرط عدم تصدیق پیامبری پیامبر نیست 

استدلال فوق یک قیاس استثنایی اتصالی است که حضرت (علیه السلام) طی آن از رفع تالی، رفع مقدم را نتیجه گرفته اند.

نتیجه علمی:

پس از بررسی این استدلال ها به این نتیجه میرسیم که کلام امام رضا (علیه السلام) کاملا متقن و منطقی می باشد و ایشان طبق موازین عقلی استدلال آورده اند.

منابع:

ابن بابويه، محمد بن على، عيون أخبار الرضا عليه السلام – تهران، چاپ: اول، 1378ق.


[1] سیدعلیرضا برکچیان